sahar ramezani

دی ۰۴۱۳۹۶
 

به کودکان اجازه دهید که احساسات خود را صادقانه درباره دیگران ابراز کنند. به احساسات کودک کم بها ندهید. سعی نکنید با آنها به‌گونه‌ای حرف بزنید که گویی احساسات متفاوتی دارند. وقتی شما احساسات آنها را بپذیرید، آنها احساس می‌کنند که والدینشان احساسات آنها را خوب درک می‌کنند.
هوشیار بودن نسبت به وجود هیجانها در دیگران. بیان نکردن علاقه، خشم یا ناراحتی به این معنا نیست که کودک آنها راتجربه نمی کند. برای آگاهی از هیجانات کودک ابتدا باید به هیجانات خود واقف باشید. والدینی که سعی می کنید هنگام اضطراب ، صبور و مهربان باشید یا زمانیکه عصبانی هستید به اجبار لبخند بزنید در حال انکار احساس خود می باشید.
به کودکان خود یاد بدهید که در زندگی برای بدست آوردن خیلی چیزها صبر پیشه کنند. اصل صحت روانی این است که نقاط ضعف را شناسایی کرده و با آن‌ها مبارزه کنید. هر چه افرادی که حسادت می‌ورزند مهارت‌های بیش‌تری کسب کنند، به همان اندازه کم‌تر حسادت می‌کنند و این حسادت در عوض منجر به تلاش و کوشش بیش‌تر می‌شود.
با خودداری از سختگیری‌های زیاد و تنبیه ـ که موجب دشمنی و کینه توزی و ایجاد مشکلات روانی چون اضطراب و … در کودک می‌شودـ و با تغافل و کنار کشیدن ظاهری خود، رفتار او را نادیده بگیرید و احساس ارزشمندی، شخصیت و محبوبیت را در او تقویت کنید
وقتی کودک شما به خاطر کادویی که خواهر کوچکترش گرفته ناراحت است به جای سرزنش کردن احساس حسادتش به او بگوئید” من هم وقتی کوچیک بودم و خواهر یا برادرم هدیه ای می گرفت حسودی می کردم”. با این کار او مطمئن می شود چنین احساساتی پذیرفتنی هستند. برای آرام کردنش بگوئید” تو هم حتما روز تولدت هدیه ای خواهی گرفت
قراردادن احساسات کودک در قالب کلمات، به او کمک می‌کند که به آنها غلبه کند. شما می‌توانید به او بگویید «من می‌دانم که تو خشمگین هستی و دلت نمی‌خواهد که این برادر کوچولو را می‌داشتی، اما صدمه زدن به او چیزی را حل نمی‌کند» یا این که «من تورا دوست دارم و همیشه دوست خواهم داشت. تو و برادرکوچولویت را»
بهترین راه از بین بردن زمینه حسادت در کودکان، به کارگیری عدالت و رعایت مساوات در بین فرزندان و توجه و محبت به همه آن‌ها است. این نکته در آموزش‌های تربیتی اسلام آمده و سفارش شده است که نسبت به فرزندانتان به عدالت رفتار کنید.
برای پیش‌گیری از حسادت در کودکان والدین باید بدانند که «کیفیت» محبت برای کودکان اهمیت دارد نه «برابری» محبت.بسیاری از راهنمایی های متداول امروزی به والدین، دنیای هیجانها را نادیده می گیرد در حالیکه کودکانی که والدینشان پیوسته آموزش هیجان را به کار می برند وضعیت جسمانی بهتر، نمرات تحصیلی بالاتر و سازگاری بیشتری با دوستان خود دارند، مشکلات رفتاری و خشونت کمتری نشان می دهند و در کل از سلامت هیجانی بیشتری برخوردارند
اگر کودکی به دلیل مریضی یا معلولیت به توجه بیش‌تری نیاز دارد، دلیل توجه به این فرزند برای دیگر کودکان توضیح داده شود تا حس حسادت ایجاد نشود
هرگاه کودک را در موقع صدمه زدن به نوزاد دیدید، فوراً او را از این کار بازدارید و راجع به انگیزه‌ی او از این کار صحبت کنید. مثلا به او بگویید: «فکر می‌کنی که او نمی‌گذارد تو را دوست داشته باشم؟ همه وقت مرا گرفته؟ هر موقع از دست‌اش عصبانی بودی بیا و به من بگو.
خوبی‌ها و امتیازات مثبت کودک حسود را به او متذکر شوید و او را بدان خاطر بستایید، به گونه‌ای که احساس خودکم‌بینی نکند. تعاملات شما با کودک حسود باید به شکلی باشد که به فردیت و هویت او احترام گذاشته و به هر طریق ممکن خودپذیری و احساس خودبسندگی‌اش را تقویت کنید. برای مثال، اگر برادر بزرگتر در ورزش فوتبال درخشش چشمگیری دارد، برادر کوچکتر را به سوی درخشش در ورزش شنا سوق دهید…
نازنین عاطفی
کارشناس ارشد روانشناسی

آذر ۲۹۱۳۹۶
 

تفاوت فرزند اول با بقیه فرزندان از نظر حسادت
بررسی‌ها نشان داده وقتی فرزند دوم یا سوم یک خانواده متولد می‌شود، فرزند اول معمولا ۲ راه پیش رو دارد؛ یا خود را شبیه به فرزند کوچک‌تر کند تا بتواند توجه والدین را به خود جلب کند یا شبیه به والدین‌اش شود و با مراقبت از فرزند کوچک‌تر توجه والدین را نصیب خود کند.

اغلب کودکان راه دوم را می‌پسندند و خود را شبیه آدم بزرگ‌ها می‌کنند و به عبارتی مسوولیت فرزند کوچک‌تر را می‌پذیرند. آنها خود را الگو می‌دانند و پایبند به ارزش‌ها هستند. به همین دلیل موفق‌ترند! بچه‌های اول بیشتر آلرژی می‌گیرند!بررسی‌ها نشان داده احتمال ابتلا به آلرژی در کودکان اول خانواده بیش از سایر کودکان است زیرا در اولین زایمان میزان ایمونوپروتئینی‌هایی که وارد خون نوزاد می‌شود بیشتر است و می‌تواند عامل ابتلا به آلرژی و تغییرات هورمونی باشد. میزان این مواد در زایمان دوم و سوم به مرور کاهش می‌یابد.
اثرات حسد بر کودکان
کودک حسود ممکن است یک شخص خودنما از آب در آید یا این که آدم خوبی بشود. این بستگی دارد به این که تجارب و تلاش¬های کودک وقتی که با حسد دست به گریبان است، او را به کدام سو بکشند. حسد به هر صورت که ظاهر شود شخص را ناشاد می¬سازد و به سازگاری او صدمات بزرگ و یا اندک وارد می¬کند. کسی که در کودکی گرفتار حسد باشد ممکن است در تمام عمر به مردم و جهان با نظر حسد و بدبینی نگاه ¬کند
علل حسادت:
حسادت از میل کودک به تنها محبوب مادر بودن سرچشمه می گیرد. این میل به قدری در کودک ریشه دارد که هیچ رقیبی را تحمل نمی کند. وقتی برادرها و خواهرها به دنیا می آیند کودک با آنها به رقابت می پردازد تا عشق و علاقه انحصاری پدر ومادر را از دست ندهد. این رقابت ممکن است آشکار یا پنهان باشد و این طرز برخورد والدین نسبت به حسادت آنها بستگی دارد. اگر تولد نوزاد همزمان با شدت دلبستگی فرزند اول به والدین باشد حسادت بیشتر در کودک ایجاد می شود. هرقدر فاصله تولد بین دو کودک کمتر باشد احتمال بروز حسادت بیشتر است. گاهی حسادت در اثر تبعیض اولیای مدرسه، عدم توانایی در درک و فهم دروس، ترس از شکست و مردود شدن از امتحان یا آزار شاگردان بروز می کند. واکنش کودک اغلب به صورت حسادت، تمارض فرار از مدرسه، بی انضباطی و یا بی تفاوتی و بی رغبتی تحصیلی و بالاخره عقب ماندگی تحصیلی تظاهر می کند
نقش والدین در کنترل خشم
گاهی رفتار کودک بزرگ¬سال با کودک نوزاد به شکل رفتار خشونت¬آمیزی در می¬آید. این رفتار، طبیعی و قابل پیش¬بینی است. کودک خشمگین ممکن است خشم خود را با کتک¬زدن، فریادزدن و گفتار زشت نشان دهد. پدر و مادر نباید کودک را از نشان دادن این احساسات منع کنند. باید به کودک که آموخت خشم یک امر طبیعی است ولی نباید تسلیم آن شد و با کنترل آن باید از بدرفتاری خودداری کرد.

برای توقف خشم در کودک دو نوع تغییر، نیاز است: اول تغییر محیط که عواملی مثل نگرش¬ها، روش¬های انضباطی، سبک زندگی و … را شامل می¬شود، دوم شیوه¬ی مربوط به تغییر حل مشکل و ابراز احساسات فرزند است به طوری که کودک خشمگین بتواند مهارت¬های کنترل را در خویش تقویت کند.

آذر ۲۱۱۳۹۶
 

حسادت در کودکان
حسادت یک احساس عاطفی است. برخی از دانشمندان معتقدند که این احساس غریزی است و در میان انسان سابقه¬ای دیرینه دارد. این حس نوعی واکنش عاطفی در برابر از دست دادن احتمال و یا تصور از دست دادن محبت یک دوست است. برخی روان¬شناسان بر این باورند که حسادت در زمان ۱۵ تا ۱۶ ماهگی در کودکان آشکار می¬شود و در دو زمان یعنی از سن ۲ تا ۵ سالگی و نیز دوران بلوغ به اوج خود می¬رسد.
قبل از ورود به مدرسه بچه ها حسادت خود را نسبت به کودک کوچکتر از خود به صورت کتک زدن او نشان می دهند، گاهی حضور اورا در خانه ندیده می گیرند و وجود او را انکار می کنندو یا گاهی اوقات حسادت خود را به صورت تغییر رفتار خود نشان می دهند.
مثلاً رختخواب خود را تر می کنند و یا به مکیدن شست خود مبادرت می ورزند. گاهی اوقات از خوردن غذا خود داری می کنند و یا از برخورد با اشیاء ترس نشان می دهند .هدف بچه ها از انجام اینگونه اعمال ،جلب توجه مادر و منحصر نمودن علاقه و محبت او نسبت به خویشتن است در حقیقت آنها از این وسیله دفاعی برای برخورد با موقعیت نامطلوب استفاده می کنند.
مقدار و شدت حسد در کودکان مختلف است و با عواملی از قبیل سن، جنس، هوش، رشد ذهنی، تعداد فرزندان در یک خانواده و طرز رفتار والدین _ به¬خصوص رفتار مادر _ بستگی دارد.
برخی کودکان با داشتن طبیعتی حساس‌تر و درون گرایانه‌تر، نیاز به ابرازمحبت و توجه و اطمینان‌بخشیدن مجدد بیشتر دارند.این نیاز درچنین کودکانی حتی بیشتر از نیاز کودکانی است که احساساتشان را با اعمال خشم‌آلود نشان می‌دهند. در دراز مدت کودکانی که به تولد بچه بعدی خانواده با کناره‌گیری بیشتری واکنش نشان می‌دهند، با دشواری بیشتری در زندگی آینده سازگار خواهند شد. در این کودکان رفتارهای برگشتی به زندگی کودکی، عدم علاقه به بازی و وابستگی بیشتر به مادر دیده می‌شود. یک آمار جالب توجه جهانی می‌گوید که تمامی‌کودکان درصدی از حسادت را نسبت به خواهر، برادر یا کودکان دیگر تجربه می‌کنند. در عین حال روانپزشکان معتقدند والدین باید حسادت کودک را به عنوان احساس طبیعی کنترل کنند زیرا اگر کودک خودش را با کوچولوهای اطراف خود مقایسه کند به مشکلاتی دچار خواهد شد. کنترل حسادت کودک به او احساس بهتری خواهد داد و می‌تواند روابط اجتماعی بهتری هنگام برخورد با دیگر کودکان داشته باشد.

ادامه دارد…
نازنین عاطفی کارشناس ارشد روانشناسی

آذر ۱۹۱۳۹۶
 

کلاس جنبش حرکت بیان ۱۳ آذر ۹۶👬👭👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
در ابتدای این جلسه از کلاسمون با توجه به تمرکز اموزش کلاس بر روی توانمندی پا در اجرای نمایش،از کودکان عزیزم خواستم که با پای خود بازیهای خیالی کنند،هدف از این کار علاوه بر بالا بردن توانمندی پای کودک باعث افزایش قدرت تخیل و تجسم فضای غیر حقیقی در ذهن کودک میشود.
بازیهای خیالی مثل پریدن از یک چاله،رفتن در گلو لای ،ریختن برف روی سر،حرکت مثل مورچه،حرکت روی ابرها…..
سپس برای افزایش توانمندی در بدن کودک یک سری فعالیتهای بازی گونه و جذاب برای کودکان طراحی کردم که هدف از این فعالیتها استفاده ترکیبی و همزمان از دست و پا و تن میباشد که باعث افزایش توانمندی کودک در اجرای نمایش و یا حرکات موزون میباشد…..(تحرک در کودکان را جدی بگیرید)
کودکان برای اینکه از بدن خود به خوبی استفاده کنند لازم است که جایگاه بدن خود را در فضا بشناسند و بتوانند بدن خود را در موقعیتها و فضاهای گوناگون قرار دهند،فعالیتهای مانند موقعیتهای ذیل باعث افزایش شناخت کودک از فضای پیرامون خود میشود…موقعیت های مثل نزدیک به هم،دور از هم،چسبیده به هم،بالا ،پایین،دور،زیر ،رو….
برای کم و زیاد شدن سرعت حرکت و عکس العمل در کودکان با آنها تمرینهایی انجام دادم که این تمارین باعث کنترل حرکت درکودک میشود…ابتدا با چرخاندن یک طناب به روی زمین از کودکان خواستم با پریدن و عکس العمل به موقع مانع برخورد طناب به پای خود بشوند…ودر فعالیت دیگه ازشون خواستم که با عکس العمل سریع به علت تعویض نامشخص دستان من از زیر دستان من عبور کرده که این فعالیت ها علاوه بر هدف ذکر شده باعث شناخت فضای اطراف کودک هم به صورت غیر مستقیم میشود….
لازم به ذکر است تحرک و جنب و جوش و تکلم و بیان در کودک از مسائل مهم مربوط به یک کودک میباشد،لذا هدف ما پرورش کودکانی توانمند در حرکت وبیان و خلاق میباشد و در راستای این اهداف از شما والدین عزیز و گرامی خواهشمندم که با گذاشتن زمان کافی در جهت انجام فعالیتهای مناسب برای کودک ،در رشد توانمندیهای لازم کودک خود، ما را همیاری کنید..
با آرزوی روزگاری شاد و پر انرژی برای شما عزیزان🌹😊☺️🙏🙆‍

آذر ۱۶۱۳۹۶
 

تاثیر فیلم های خشن در کودکان :
کودکان پیام هایی را از راه حواس خود از دنیای پیرامون دریافت می کنند و با درک از فرهنگی که در آن رشد می کنند، این دریافت ها را برای خود معنا کرده، رشد می کنند و به این شکل است که شخصیت آن ها شکل می گیرد؛ بنابراین آنچه می بینند، اگر خشن باشد، می تواند برای شکل گیری شخصیت آن ها مخرب باشد. چون شخصیت در حال رشد به ویژه در سال های اول زندگی که واقعیت و خیال در آن قابل تفکیک نیست، از آنچه به شکل دیدن به کودک می رسد بسیار تاثیرپذیر است. در پژوهش های انجام شده برای مشاهده تاثیر تماشای خشونت در رفتار کودکان به ویژه در کودکان زیر هفت سال، مشاهده شده که دیدن یک صحنه پرخاشگری، برای مثال بازی با یک عروسک و پرتاب کردن آن، کاملا تقلید می شود. یعنی اگر خشونت مشاهده شود، خیلی زود الگوبرداری می شود. عکس این موضوع نیز صادق است؛ زمانی که یک کودک دیگر یا فرد بزرگسال، یک عروسک را نوازش کند، کودک با مشاهده این اتفاق، گرایش بیشتری به نوازش عروسک خود پیدا می کند.

مسولیت والدین :
اگر بخواهیم مسئولیت بزرگ تر ها،
والدین و جامعه را در این باره مطرح کنیم، بدون شک باید گفته شود که
کنترل فضای دیداری کودکان به ویژه فیلم، کارتون و… بسیار لازم است تا کودکان کمتر به آسیب های ناشی از آن ها دچار شوند. اگر کودکان شاهد صحنه های خشن هستند، وظیفه بزرگ تر ها این است که نظر مخالف خود را با این رفتار ها در بیان که این خشونت ارزش ما نیست و فقطسرگرمی است، ابراز کنند تا کودکان از این که در این چرخه یادگیری خشونت قرار گیرند، محفوظ بمانند.