sahar ramezani

دی ۱۳۱۳۹۶
 

دروغ بیان سخن و مطلبی است که مطابق با واقع وحقیقت نیست. معمولا کسی که دروغ می گوید آگاهانه به تعریف حقیقت می پردازد و امری را تایید می کند که وجود خارجی ندارد. البته این امر همیشه برای کودکان صادق نیست. چرا که بسیاری از کودکان خردسال و آن هایی که در مرز سن تشخیص هستند، گاهی بین تخیل و واقعیت فرقی نمی گذارند و سخنی می گویند که به نظر ما دروغ است. کودکانی که آگاهانه دروغ می گویند، معمولا با زمینه سازی ها و تدابیری از پیش تعیین شده این کار را انجام می دهند. در این دروغ گویی ها، نقشه کشی و حساب مطرح است و کودک آن را به خاطر وصول به هدف و مقصد مورد استفاده قرار می دهد. دروغگویی در سنین مختلف تعابیر متفاوتی دارد و برای کودک قبل از سنین مدرسه، به کار بردن لفظ «دروغگو» جایز نیست.
در بسیاری مواقع پیش می‌آید که کودکان به دور از چشمان والدین کارهای مخربی (مثلاً شکستن ظرف یا پنجره) انجام می‌دهند که از پذیرش آن سر باز می‌زنند. ممکن است در این مواقع مسؤولیت را به گردن خواهر یا برادر اندازند. یا خود را کاملاً ناآگاه از علت اتفاق نشان دهند. کودکان برای فرار از تنبیه یا سرزنش، واقعیت را انکار می‌کنند و به گونه‌ای برخورد می‌کنند که گویا صادق هستند
بعضی بچه ها عادت به دروغ گفتن پیدا می کنند و خیلی مهم است که والدین بفهمند چرا فرزندشان دروغ می گوید. کودکان به طور معمول از سنین چهار پنج سالگی شروع به دروغ گفتن می کنند.
گاهی به دلایلی کودک احساس می کند، پدر و مادرش او را به اندازه کافی دوست ندارند. به این ترتیب او دروغ می گوید تا توجه پدر و مادر را به خود جلب کند.
معمولا هدف از دروغ گمراه کردن طرف مقابل یا قبولاندن امری به دیگری است تا در سایه آن به هدف و مقصدی که موردنظر است، برسد. کسی که دروغ می گوید معمولا قصد دارد بر اثر آن به اغفال و فریب دیگران بپردازد و آن ها را گول بزند.آن چنان که واقعیت ها را در نیابند و دست او را تا رسیدن به مقصد بازبگذارند.این هدف یا اهداف ممکن است متعدد و گوناگون باشد. ازجمله نجات از مجازات، کسب منافع موردنظر، جلب نظر و عنایت دیگران که به نحوی در زندگی و سعادت او نقشی دارند. آدمی از طریق دروغ گویی موفق می شود فردی را به گونه ای که می تواند برایش خیر و سعادت بیافریند، خام کند و او را به خود مومن بسازد و به پیش رود.این را گفتم که یادآوری کنم اگر داریم همه چیز را به کودک ربط می دهیم، باید ریشه های اصلی را در خودمان بیابیم چرا که کودک از خانواده و اجتماع و از کسانی که در اطرافش هستند، دروغ را می آموزد. اصل فطرت آفرینش، صدق است و او دروغ را از دیگران یاد می گیرد. به یاد داشته باشید که تحرک ذهن و فرزانگی طبیعی کودک، خیلی زود او را با دروغی که می بیند یا می شنود، مانوس خواهد ساخت. تماس های اجتماعی و دیدن صور و اشکال دروغ از دیگران یکی از دیگر عواملی است که باعث ورزیدگی و کسب مهارت او در این زمینه می شود.
کودک باید احساس امنیت و آرامش داشته باشد. به طور معمول کودکان به خاطر ترس از تنبیه شدن به دروغگویی پناه می برند. اشتباهاتی را که کودک مرتکب می شود، با گذشت و مهربانی ببخشید. وقتی کودک در خانه احساس راحتی کند و مطمئن شود هنوز بخشی از خانواده است و با وجود اشتباهاتش او را دوست دارند، هرگز دروغ نمی گوید
دروغ چه در کودک و چه در بزرگسال حاکی از وجود ناامنی و اغتشاش در درون فرد است و نشان می دهد که فرد در وضعیتی نامطمئن و ناامن قرار دارد. این فرد چون شخصیت و موقعیتش در خطر است، تنها از راه دروغ می خواهد برای خود ایمنی ایجاد کند و از موقعیت ها رهایی بخشد
کسانی که ضعیف و عصبی و یا هیجانی هستند یا آن هایی که رشادت و شجاعت لازم و کافی را ندارند و ترسو هستند یا آنان که قدرت نیاز در درونشان نیرومند است و دستیابی به هدف برایشان دشوار است، بیشتر دروغ می گویند… ادامه دارد.
نازنین عاطفی کارشناس ارشد روانشناسی

دی ۰۴۱۳۹۶
 

به کودکان اجازه دهید که احساسات خود را صادقانه درباره دیگران ابراز کنند. به احساسات کودک کم بها ندهید. سعی نکنید با آنها به‌گونه‌ای حرف بزنید که گویی احساسات متفاوتی دارند. وقتی شما احساسات آنها را بپذیرید، آنها احساس می‌کنند که والدینشان احساسات آنها را خوب درک می‌کنند.
هوشیار بودن نسبت به وجود هیجانها در دیگران. بیان نکردن علاقه، خشم یا ناراحتی به این معنا نیست که کودک آنها راتجربه نمی کند. برای آگاهی از هیجانات کودک ابتدا باید به هیجانات خود واقف باشید. والدینی که سعی می کنید هنگام اضطراب ، صبور و مهربان باشید یا زمانیکه عصبانی هستید به اجبار لبخند بزنید در حال انکار احساس خود می باشید.
به کودکان خود یاد بدهید که در زندگی برای بدست آوردن خیلی چیزها صبر پیشه کنند. اصل صحت روانی این است که نقاط ضعف را شناسایی کرده و با آن‌ها مبارزه کنید. هر چه افرادی که حسادت می‌ورزند مهارت‌های بیش‌تری کسب کنند، به همان اندازه کم‌تر حسادت می‌کنند و این حسادت در عوض منجر به تلاش و کوشش بیش‌تر می‌شود.
با خودداری از سختگیری‌های زیاد و تنبیه ـ که موجب دشمنی و کینه توزی و ایجاد مشکلات روانی چون اضطراب و … در کودک می‌شودـ و با تغافل و کنار کشیدن ظاهری خود، رفتار او را نادیده بگیرید و احساس ارزشمندی، شخصیت و محبوبیت را در او تقویت کنید
وقتی کودک شما به خاطر کادویی که خواهر کوچکترش گرفته ناراحت است به جای سرزنش کردن احساس حسادتش به او بگوئید” من هم وقتی کوچیک بودم و خواهر یا برادرم هدیه ای می گرفت حسودی می کردم”. با این کار او مطمئن می شود چنین احساساتی پذیرفتنی هستند. برای آرام کردنش بگوئید” تو هم حتما روز تولدت هدیه ای خواهی گرفت
قراردادن احساسات کودک در قالب کلمات، به او کمک می‌کند که به آنها غلبه کند. شما می‌توانید به او بگویید «من می‌دانم که تو خشمگین هستی و دلت نمی‌خواهد که این برادر کوچولو را می‌داشتی، اما صدمه زدن به او چیزی را حل نمی‌کند» یا این که «من تورا دوست دارم و همیشه دوست خواهم داشت. تو و برادرکوچولویت را»
بهترین راه از بین بردن زمینه حسادت در کودکان، به کارگیری عدالت و رعایت مساوات در بین فرزندان و توجه و محبت به همه آن‌ها است. این نکته در آموزش‌های تربیتی اسلام آمده و سفارش شده است که نسبت به فرزندانتان به عدالت رفتار کنید.
برای پیش‌گیری از حسادت در کودکان والدین باید بدانند که «کیفیت» محبت برای کودکان اهمیت دارد نه «برابری» محبت.بسیاری از راهنمایی های متداول امروزی به والدین، دنیای هیجانها را نادیده می گیرد در حالیکه کودکانی که والدینشان پیوسته آموزش هیجان را به کار می برند وضعیت جسمانی بهتر، نمرات تحصیلی بالاتر و سازگاری بیشتری با دوستان خود دارند، مشکلات رفتاری و خشونت کمتری نشان می دهند و در کل از سلامت هیجانی بیشتری برخوردارند
اگر کودکی به دلیل مریضی یا معلولیت به توجه بیش‌تری نیاز دارد، دلیل توجه به این فرزند برای دیگر کودکان توضیح داده شود تا حس حسادت ایجاد نشود
هرگاه کودک را در موقع صدمه زدن به نوزاد دیدید، فوراً او را از این کار بازدارید و راجع به انگیزه‌ی او از این کار صحبت کنید. مثلا به او بگویید: «فکر می‌کنی که او نمی‌گذارد تو را دوست داشته باشم؟ همه وقت مرا گرفته؟ هر موقع از دست‌اش عصبانی بودی بیا و به من بگو.
خوبی‌ها و امتیازات مثبت کودک حسود را به او متذکر شوید و او را بدان خاطر بستایید، به گونه‌ای که احساس خودکم‌بینی نکند. تعاملات شما با کودک حسود باید به شکلی باشد که به فردیت و هویت او احترام گذاشته و به هر طریق ممکن خودپذیری و احساس خودبسندگی‌اش را تقویت کنید. برای مثال، اگر برادر بزرگتر در ورزش فوتبال درخشش چشمگیری دارد، برادر کوچکتر را به سوی درخشش در ورزش شنا سوق دهید…
نازنین عاطفی
کارشناس ارشد روانشناسی

آذر ۲۹۱۳۹۶
 

تفاوت فرزند اول با بقیه فرزندان از نظر حسادت
بررسی‌ها نشان داده وقتی فرزند دوم یا سوم یک خانواده متولد می‌شود، فرزند اول معمولا ۲ راه پیش رو دارد؛ یا خود را شبیه به فرزند کوچک‌تر کند تا بتواند توجه والدین را به خود جلب کند یا شبیه به والدین‌اش شود و با مراقبت از فرزند کوچک‌تر توجه والدین را نصیب خود کند.

اغلب کودکان راه دوم را می‌پسندند و خود را شبیه آدم بزرگ‌ها می‌کنند و به عبارتی مسوولیت فرزند کوچک‌تر را می‌پذیرند. آنها خود را الگو می‌دانند و پایبند به ارزش‌ها هستند. به همین دلیل موفق‌ترند! بچه‌های اول بیشتر آلرژی می‌گیرند!بررسی‌ها نشان داده احتمال ابتلا به آلرژی در کودکان اول خانواده بیش از سایر کودکان است زیرا در اولین زایمان میزان ایمونوپروتئینی‌هایی که وارد خون نوزاد می‌شود بیشتر است و می‌تواند عامل ابتلا به آلرژی و تغییرات هورمونی باشد. میزان این مواد در زایمان دوم و سوم به مرور کاهش می‌یابد.
اثرات حسد بر کودکان
کودک حسود ممکن است یک شخص خودنما از آب در آید یا این که آدم خوبی بشود. این بستگی دارد به این که تجارب و تلاش¬های کودک وقتی که با حسد دست به گریبان است، او را به کدام سو بکشند. حسد به هر صورت که ظاهر شود شخص را ناشاد می¬سازد و به سازگاری او صدمات بزرگ و یا اندک وارد می¬کند. کسی که در کودکی گرفتار حسد باشد ممکن است در تمام عمر به مردم و جهان با نظر حسد و بدبینی نگاه ¬کند
علل حسادت:
حسادت از میل کودک به تنها محبوب مادر بودن سرچشمه می گیرد. این میل به قدری در کودک ریشه دارد که هیچ رقیبی را تحمل نمی کند. وقتی برادرها و خواهرها به دنیا می آیند کودک با آنها به رقابت می پردازد تا عشق و علاقه انحصاری پدر ومادر را از دست ندهد. این رقابت ممکن است آشکار یا پنهان باشد و این طرز برخورد والدین نسبت به حسادت آنها بستگی دارد. اگر تولد نوزاد همزمان با شدت دلبستگی فرزند اول به والدین باشد حسادت بیشتر در کودک ایجاد می شود. هرقدر فاصله تولد بین دو کودک کمتر باشد احتمال بروز حسادت بیشتر است. گاهی حسادت در اثر تبعیض اولیای مدرسه، عدم توانایی در درک و فهم دروس، ترس از شکست و مردود شدن از امتحان یا آزار شاگردان بروز می کند. واکنش کودک اغلب به صورت حسادت، تمارض فرار از مدرسه، بی انضباطی و یا بی تفاوتی و بی رغبتی تحصیلی و بالاخره عقب ماندگی تحصیلی تظاهر می کند
نقش والدین در کنترل خشم
گاهی رفتار کودک بزرگ¬سال با کودک نوزاد به شکل رفتار خشونت¬آمیزی در می¬آید. این رفتار، طبیعی و قابل پیش¬بینی است. کودک خشمگین ممکن است خشم خود را با کتک¬زدن، فریادزدن و گفتار زشت نشان دهد. پدر و مادر نباید کودک را از نشان دادن این احساسات منع کنند. باید به کودک که آموخت خشم یک امر طبیعی است ولی نباید تسلیم آن شد و با کنترل آن باید از بدرفتاری خودداری کرد.

برای توقف خشم در کودک دو نوع تغییر، نیاز است: اول تغییر محیط که عواملی مثل نگرش¬ها، روش¬های انضباطی، سبک زندگی و … را شامل می¬شود، دوم شیوه¬ی مربوط به تغییر حل مشکل و ابراز احساسات فرزند است به طوری که کودک خشمگین بتواند مهارت¬های کنترل را در خویش تقویت کند.