لجبازی در کودکان

لجبازی در کودک کاملا طبیعی است. هر کودکی تا حدی لجبازی می کند، چون این طبیعت آنهاست که اطرافشان را آزمایش کنند و بفهمند که تا کجا می توانند پیشروی کنند. با این حال، بچه ها حد و مرز خود را نمی شناسند و این وظیفه والدین آنهاست که محدودیت ها را برای آنها مشخص کند. اینجاست که نقش مدیریتی پدر و مادر شروع می شود که هرچه زودتر باشد، بهتر است.
لجباز شدن کودک بنا به دلایلی ایجاد می شود. ودک از ۲ تا ۳ سالگی لجبازی را آغاز کرده و یا بهتر بگوییم در خودکشف می کند. او به درجه ای از خودآگاهی و شناخت محیط و اطرافیان می رسد که می فهمد رفتارش روی اطرافیانش تاثیر می گذارد و واکنش ها را برمی انگیزد. به همین دلیل در بعضی امور و زمانیکه از او کاری خواسته می شود لجبازی را به کار می گیرد تا واکنش ها را مشاهده کند و کنجکاوی اش ارضا شود یکی از علل اصلی لجبازی کودک این است که او بدون آن که درباره لجبازی قضاوتی داشته باشد یا آن را خوب یا بد بداند تنها لجبازی را به عنوان وسیله ای برای محک زدن عکس العمل اطرافیان به کار می گیرد.
تقریبا همه کودکان به درجاتی متفاوت، منفی کاری را از خود بروز می دهند. معمولا لجبازی یا منفی کاری از ۲ سالگی شروع، در حدود ۳ تا ۴ سالگی به اوج می رسد و در حدود ۶ سالگی کاهش پیدا می کند. نکته مهم این است که بچه ها از ۲ تا ۳ سالگی می خواهند خود را ثابت کنند و به استقلال برسند و همین را والدین لجبازی می نامند. در حالی که این گونه رفتار ها لجبازی نبوده بلکه نوعی منفی کاری برای اثبات وجود و به دست آوردن استقلال است.

 

چرا فرزندم لجباز شده؟

یکی از عوامل بسیار مهم که باعث می شود زمینه لجبازی در کودکان را فراهم کند، عدم شناخت صحیح از مراحل مختلف رشد کودکان است. وقتی که بدانیم در هر مرحله از رشد کودک نیاز به چه مسایلی دارد راحت تر می توانیم نیازهایش را تامین کنیم و حداقل یک پله بالا تر هستیم و تا حدی از لجباز شدنش جلوگیری می کنیم. عامل دیگر برای ایجاد لجبازی عدم برخورد صحیح با کودک است. هنگامی که کودک کار خطرناکی انجام می دهد باید با رفتار صحیح خودمان به او بفهمانیم که آن کار خطرناک است و نباید در آن لحظه کودک را مورد پرخاشگری و عصبانیت قرار بدهیم.
عامل بعدی در ایجاد لجبازی کودکان، تهدید کردن است. اگر والدین کودک را تهدید کنند تا کودک کاری را انجام دهد و یا انجام ندهد، در واقع این والدین باعث لجبازی کودک می شوند.

عامل بعدی تنبیه کردن علی الخصوص تنبیه های بدنی است. برخی از بچه ها به دلیل اینکه نیازهایشان به موقع تامین نمی شود از قصد کارهایی را انجام می دهند که بر خلاف میل والدینشان است چون می دانند بعد از اینکه تنبیه بشوند، والدینشان آنها را در آغوش می گیرند و به آنها محبت می کنند. پس شناخت نیازهای کودکان در هر مرحله از رشد بسیار پر اهمیت است.
تحقیر کردن و مقایسه کردن، عامل بسیار جدی و مهم در لجباز شدن کودکان است. اگر کودک متوجه این مساله بشود که والدینش او را با دیگران مقایسه می کنند و یا متوجه بشود فاعل مفرد است.والدینشان به آنها بی اهمیت شده اند، لجبازی را پیشه ی خود می کنند. محدودیت قایل شدن بیش از اندازه هم برای کودک زمینه لجبازی را فراهم می کند. محدودیت هایی از قبیل آنجا نرو، دست نزن، بر ندار، نکن و … و به صورت کلی افعال منفی، حساسیت کودکان را برانگیخته می کند و آن ها را لجباز می کند.
هیرو فقط شانه هایش را بالا می اندازد و از خوابیدن خودداری می کند . و مادرش می داند که قبل از رسیدن پدر به خانه هیرو روی کاناپه به خواب خواهد رفت و زمانی که شام به پایان برسد با بداخلاقی از خواب بلند می شود و بهانه گیری می کند .
در این زمان شما می توانید با صحبت کردن با فرزندتان و اینکه چیزی را که دوست داشته اتفاق بیفتد ( ملاقات و بازی با پدر ) اما به خاطر لجبازی و گوش نکردن به حرف های شما از دست داده است او را به نتیجه و پیامد کارش واقف می کنید .
اینگونه بود که مادر هیرو به دخترش کمک کرد تا بتواند به نتایج پیامدهای حاصل از کارش فکر کند و مساله را با خوابیدن هیرو در طول روز حل کند .
اماروش های دیگری نیز برای استفاده از مهارت مساله گشایی وجود دارد . هیرای ده ساله از حمام رفتن خودداری می کرد . مادرش از روشی استفاده می کرد که گمان می کرد می تواند مثبت باشد .

او با حالتی آرام به پسرش گفت : « می دونی اگر به حمام نروی ، مریض می شی چون میکروب ها روی پوست جمع می شن و بدنت بوی بد می گیره ، دیگه نمیتونی با دوستات بازی نمی کنی . »
اما هرچه بیشتر توضیح می داد ، مقاومت هیرا بیشتر می شد . مادرش احساس ناخوشایندی پیدا کرده بود و گیج و متحیر شده بود . چرا این بچه به دلایل منطقی توجهی نمی کند ؟
ما ازشنیدن اینکه توضیح دادن و درخواست از فرزندان کار موثری نخواهد بود ، تعجب نمی کنیم . دو روش مطرح شده به ندرت موثر واقع می شوند . در نهایت یک روز که مادر هیرا از پسرش پرسید که « چرا حمام رفتن را دوست نداری؟ »
اتفاق جالبی افتاد . مادر به موضوعی پی برد که قبلا متوجه آن نشده بود در این حال هیرا جواب داد : « دوست ندارم جواب بدم ، چون از حمام رفتن بدم میاد . »
مادر تصمیم گرفت از روش حل مساله استفاده کند و به جای صحبت در مورد موضوع کاری اش گفت : « چه کاری میتونی بکنی که حمام رفتن به کاری جالب و سرگرم کننده تبدیل بشه ؟ »
هیرا برای لحظه ای فکر کرد : « خب می تونم وانمود کنم که زیر آبشار هاوایی ایستادم ! »
و آن شب هیرا درست قبل از خوابیدن به حمام رفت . او در مورد این کار بسیار هیجان زده به نظر می رسید . اما به خاطر حمام رفتن هیجان زده نشده بود ، بلکه به این علت که توانسته بود دلیل خوبی برای حمام رفتن پیدا کند ، خوشحال ببود . اگر مادر این پیشنهاد را به هیرا داده بود هیرا هرگز آن را نمی پذیرفت . »
نباید همواره به کودکانمان بگوییم که چه کاری را و چرا باید انجام دهند . در اغلب مواقع آن ها در مورد این مسایل آگاهی کافی دارند .
می توانیم آن ها را تشویق به فکر کردن کنیم . همچنین اگر از آن ها در مورد راه حل مورد نظرشان سوال کنیم ، قطعا به ما پاسخ خواهند داد

ادامه دارد…
نازنین عاطفی کارشناس ارشد روانشناسی

درباره نویسنده

مقالات مرتبط