شعرهای فارسی سه ماهه زمستان

ba1833

شعر دی ماه

سلام ای برف تازه دیر کردی
کجا بودی چرا تاخیر کردی
به آرامی نشستی روی هر پام
تمام شهر را تسخیر کردی
بیا تا بگذریم از جاده برف
در این هنگامه آیا دیدنی نیست

نماز سرو بر سجاده برف

شعر بهمن ماه

خورشید شد پیدا از پشت کوهها
شد روشن دنیا از نوری زیبا
زندگی بخشد نور زیبایش
بر گل و سبزه دامان صحرا
پروانه رقصد خوشحال و خندان
زندگی بخشد بر غنچه گلها
می خواند بلبل از شادی دل
در آغوش نور خورشید زیبا

شعر اسفند ماه

عروسک خوشگل من، بیا کنار دل من
شب شد لالا کن، شب شد لالا کن
دختر خوب و ناز من، نازنین محبوب من
شب شد لالا کن، شب شد لالا کن
سر شبی عروسک من، تو دل مامان و بابا
خودش و جا می کنه، میره لالا میکنه
نه دیگه دعوا میکنه، نه دیگه گریه میکنه
نه مثل بچه های بد، دادو غوغا میکنه ۲

درباره نویسنده

مقالات مرتبط