خجالت در کودکان ۲

ایجاد احساس امنیت، اطمینان و اعتماد

یکی از جنبه های ذهنی فرد خجالتی و کمرو، داشتن شک و تردید نسبت به خود، دیگران و شرایط است. احساس امنیت و اطمینان در همان یک سال اول تولد در ضمیر و ذهن ناخودآگاه کودک شکل می گیرد و به آن پیوند عاطفی امن گفته می شود.
کودک امن و مطمئن در ضمیر و ذهن خود می داند که افراد عموماً قابل اعتماد هستند و می توان روی حرف و قول آنها اعتماد کرد. او به طور درونی بر این باور است که اکثر افراد خوب و مهربان بوده و قصد اذیت و آزار او و یا سوء استفاده از او را ندارند و به همین دلیل در ابراز احساسات و عواطف خود راحت است و با دیگران راحت ارتباط برقرار می کند.
خوشبختانه به دلیل ویژگی شگفت انگیز مغز در ترمیم و شکل پذیری خود، پدر و مادر معمولاً به راحتی تا ۵-۴ سالگی و به سختی تا نوجوانی وقت دارند تا با دانش و رفتار درست و پشتکار، صدمات وارده به ذهن و روان کودک را تا حدود زیادی ترمیم کنند.
برای این منظور بایستی در رفتار با او باثبات و یکنواخت بود، صادق و باز بود، بر قول و قرارهای خود متعهد بود و به او اعتماد کرد. برای رسیدن به این هدف رعایت نکات زیر بسیار کمک کننده خواهد بود:
– محلی دلنشین و راحت را برای داستان و قصه گفتن و صحبت های دو نفره مشخص کنید. کودک ممکن است بخواهد به شما تکیه دهد و یا سرش را روی پاهای شما بگذارد و یا اینکه روی مبل لم بدهد و یا رو در روی شما بنشیند. هر طوری که کودک احساس راحتی و نزدیکی می کند، عمل کنید.
– هر از گاهی با هم آواز بخوانید و حرکات موزون و شاد انجام دهید.
– در مواقع بیرون رفتن اگر او مایل است، دست در دست هم دهید.
– دائم به دنبال نکات و رفتار خوب و مثبت او باشید و آنها را بی درنگ مشخص و تحسین کنید (نه به دروغ یا غلو).
– حداقل روزی نیم ساعت از وقت خود را تماماً به با او بودن بدهید و هر چیزی را که ممکن است موجب اختلال در این ارتباط شود، مرتفع کنید. این زمان سوای از مواقعی است که شما به طور معمول با هم هستید (نظیر موقع صرف شام یا آداب قبل از خواب و …).
– زمانی که فرزندتان می خواهد با شما صحبت کند، اگر آب هم در دستتان است و می خواهید به تشنه ایبرسانید، آن را زمین بگذارید و با تمام وجود او را بشنوید. گفتارهای غیرکلامی کودک (اخم، خشم، خنده و …) را به همان اندازه کلام او بایستی جدی گرفت و واکنش و پاسخی درست نشان داد.
– حداقل هفته ای یکی دو بار او را ه زمین بازی کودکان ببرید (مخصوصاً پدر).
– هر از گاهی بازی های گروهی که رنگ و بوی همکاری دارند، به راه بیندازید.
– در امور مربوطه نظر او را بخواهید و اگر خطر و اشکال جدی وجود ندارد، به آنها عمل کنید (مثلاً رنگ اتاق، لباس و …).
– در هر زمانی که دست بدهد و دلیلی برای آن دارید، او را در آغوش بگیرید و ابراز محبت و عشق کنید. نگران لوس شدن او نباشید. محبت و عشق سپر دفاعی در برابر لوس شدن است و نه عامل آن.
– قوانین و مقررات معدود (حداکثر به تعداد انگشتان دست) ولی ثابت و تخطی ناپذیر بگذارید.
– به کودک خود دروغ نگویید و چیزی را از او کتمان نکنید و برحسب سن، میزان درک او و موضوع، با او باز و صادق باشید. برای مثال اگر با همسرتان حرفتان شده است و فرزندتان می گوید: مامان ناراحت هستی؟ نگویید: نه چیزیم نیست. بگویید: اره پسر / دختر گلم، یه کم ناراحت و عصبانی هستم ولی از اینکه تو این قدر باهوش هستی و فهمیدی و به فکر من هستی خوشحالم و ناراحتی ام یه خورده بهتر شد.
– در دادن قول بسیار دقیق باشید و بدون هیچ عذر و بهانه ای آنها را بدون هیچ کم و کاستی عیناً برآورده کنید.
از گفتن جملاتی نظیر «او را ببخشید، کمی خجالتی است!» خودداری کنید. بیان چنین جملاتی سبب می‌شود کودک شما گمان کند دچار مرضی درمان‌ناپذیر است و خجالتی بودن جزو ذات اوست. بیان این جملات حتی توجیهی برای او می‌شود تا نخواهد تغییر کند و از هر موقعیت اجتماعی که برایش سخت است، بگریزد
ثبت‌نام نکردن کودک در کلاس ورزش به این بهانه که او خجالتی است، موضوع را اسفناک‌تر از آن چیزی می‌کند که هست. ترس والدین به کودک القا می‌شود و همین امر سبب ترس او و خجالتی‌تر شدنش می‌شود. باید اجازه داد کودک با مشکلاتش کنار بیاید و جایگاهی در میان دیگران برای خود باز کند. مراقب نکته‌ای دیگر نیز باشید. خجالتی بودن نباید ادب را از کودک بگیرد. وقتی جایی می‌روید یا با کسی روبه‌رو می‌شوید، از او بخواهید سلام کند یا بابت کادویی که دریافت کرده تشکر کند.
به کودکانتان مسئولیت بدهید اما آن ها را با کودکان دیگر مقایسه نکنید برای کودک شرایطی فراهم کنید که بتواند مسئولیت هایی را بپذیرد . سعی کنید از کودکانتان چیزی بخواهید که مطمئنید از پس آن بر می آید وحتی اگر شکست خورد شکست او را با دیگر کودکان مقایسه نکنید بلکه به پیشرفت او در مقایسه با رفتار های قبلی اهمیت بدهید .
سعی در تغییر رفتار خجالتی کودکتان داشته باشید اما با تأکید بر این نکته که مجبور نیست کاری را که دوست ندارد انجام دهد، چرا که اصرار بر انجام کار، روحیهٔ تدافعی را در کودک افزایش می دهد.
کودک خود را در یافتن فرصت های زمانی که می تواند خارج از محیط آشنای خود قدم بردارد یاری دهید. همهٔ ما در موقعیت های سخت و مبهمی جهت تصمیم گیری دربارهٔ مسائل قرار گرفته ایم. ما دوست داریم کاری را انجام دهیم ولی می ترسیم و همین ترس ما را منصرف می کند. زمانی که چنین موقعیت هائی برای کودکتان پیش می آید او را تشویق به پریدن از مانع و سعی در رسیدن به مقصود کنید. اگر او سعی نکرد، مشکلی نیست و به او بگوئید همچنان مقبول نظر شماست.
پرخاشگری نسبت به کودکی که با ترس هایش درگیر است به هیچ وجه مناسب نیست.پذیرش، عشق ورزی و تشویق از نکات کلیدی پرورش کودک خجول است. بنابراین درک این نکته از اهمیت بیشتری برخوردار است که موفقیت یا شکست او در رفع خجالت و کم روئی چندان مهم نیست بلکه یاد گرفتن این که خود را دوست بدارد اهمیت به سزائی دارد.

ادامه دارد…
نازنین عاطفی کارشناس ارشد روانشناسی

درباره نویسنده

مقالات مرتبط