حیطه های ارزیابی

به منظور بررسی تاخیر رشدی کودک ،رشد شناختی ، جسمانی ، ارتباطی،اجتماعی-هیجانی و سازگاری وی بررسی می گردد. ارزیابی در این مرحله جامع و همه جانبه است.

رشد شناختی

ارزیابی رشد شناختی کودک شامل توانایی کودک برای فکر کردن ،برنامه ریزی و مفهوم سازی است .مثالهایی از تکالیف شناختی عبارتست از:
– رنگهای اصلی را تشخیص داده و نام میبرد.
– اعضای بدن را نام می برد و نشان می دهد.
– از ۱ تا ۱۰ یا حتی بیشتر اعداد را می شمارد.
– مفهوم تناظر یک به یک را درک و نشان می دهد.
– مفاهیم مکانی (بالا ،پایین -زیر ،رو – گوشه ،وسط ….)رادرک و نشان می دهد.
– شناخت اشکال هندسی (گردی ، سه گوش…
– طبقه بندی مهره ها براساس رنگ ، اندازه وشکل….
– نام بردن حروف الفبا
– درک اندازه ها (بزرگ ،کوچک ،کوتاه. ..

رشد جسمانی

این مقوله به ارزیابی حرکات ظریف و درشت می پردازدو مهارتهای حرکتی ظریف و درشت کودک را مورد بررسی قرار می دهد.
– گرفتن توپ یا کیسه ای پر از دانه
– پریدن ، لی لی کردن ،طناب بازی
– ساختن طرح های چند قسمتی
– بریدن طرحهای مختلف با قیچی
– جور کردن و کپی کردن اشکال و حروف ونوشتن نام خود و…به علاوه تیز چشمی و تیزگوشی کودک نیز باید حتما ارزیابی گردد.

رشد ارتباطی

این مقوله شامل مهارتهای گفتاری و توانایی فهم زبان و استفاده از آن است می توان از کودک خواست
– مشخصات خود مثل نام و نام خانوادگی و آدرس منزل و…را بگوید .
– یک شعر بخواند .
-اعداد و جملاتی را که ازمونگر می گوید تکرار کند .
-آنچه در تصاویر می بیند را شرح دهد.
نکته ی قابل توجه اینکه وضعیت شنیداری کودک ، تمیز و حساسیت وی نیز مورد ارزیابی قرار گیرد.
رشد اجتماعی و عاطفی
در این مقوله آزمونگر مشاهدات خود از تعامل اجتماعی کودک را یادداشت و ثبت می کند.مشاهده ی چگونگی ارتباط برقرار کردن کودک با بزرگسالان و سایر کودکان میزان رشد اجتماعی و عاطفی او را نشان می دهد.

رشد انطباقی

این مقوله به ارزیابی مهارتهای خودیاری در کودک می پردازد مهارتهایی مثل غذا خوردن ، لباس پوشیدن ، توالت رفتن و..بدون کمک دیگران و نیز توانایی جدایی از والدین.
اختلال یادگیری اختلالی ژنتیکی بوده به طوری‌که این اختلال اغلب در فرزندان دیگر خانواده نیز دیده می‌شود. در اختلال یادگیری کروموزوم‌های شش، سه، ۲، ۱۵ و ۱۸ دخالت دارند. ژنی در این کروموزوم‌ها وجود دارد که در رشد مغز تاثیرگذار است.
ما نمی‌توانیم از بروز اختلال یادگیری پیشگیری کرده، اما با تشخیص و مداخله به هنگام می‌توانیم از بروز آسیب‌های جبران‌ناپذیری که برای فرد، خانواده و اجتماع پیش می‌آیند، جلوگیری کنیم.
این احتمال وجود دارد که کودکان دچار اختلال یادگیری در اثر ضربه خفیف به مغزشان در دوران جنینی به این اختلال دچار شده باشند. کودک سالم باید غلبه طرفین داشته باشد، ولی در کودک دچار اختلال یادگیری دیده می‌شود که به طور مثال دست چپ آن‌ها با گوش راستشان فعال است بنابراین ما باید در این کودکان برتری طرفی را ایجاد کنیم.
با افزایش سن کودکان شدت اختلال یادگیری در آن‌ها کاهش پیدا می‌کند و معمولاً این اختلال در پسر‌ها نسبت به دختران بیشتر مشاهده می‌شود….

ادامه دارد
نازنین عاطفی کارشناس ارشد روانشناسی

درباره نویسنده

مقالات مرتبط