انزوای اجتماعی کودکان

social_isolation_in_children
گوشه گیری به معنی تنهائی ودر انزوا و خلوت نشستن است وگوشه گیرفردی است که از حضور در جمع خودداری می کند ودر فعالیتهای اجتماعی شرکت نمی جوید ، گوشه گیری زمانی غیرعادی ومرض است که سازگاری فردرا با محیط و روابط او را با اطرافیان مختل سازد .انسان گوشه گیر ، عبوس و غمگین و بی دقت و بی توجه است ،زود مایوس می شود ، دردرس وتحصیلانش شکست می خورد ، از انجام کارها فراری است ، بیقرار و پریشان است ، وبه خیالبافی می پردازد.
کمرویی در کودکان نوعی ابعاد شخصیتی محسوب شده و بروز آن در کودک، به عوامل متعددی نظیر مسائل ژنتیکی، طبقه اجتماعی و فرهنگی والدین و شیوه رفتار و تربیت پدران و مادران بستگی دارد.
برآورده نشدن نیازهای کودک به طور صحیح ، نواقص جسمی ، کشمکشها و اختلالا ت خانوادگی، اختلالات رفتاری پدر و مادر و استفاده از تنبیهات بدنی یا تحقیر کردن کودک ،احساس عدم تعلق ، تحقیر ، وسرزنش و تمسخر ، و حمایت افراطی همراه با اغماض از دیگر عوامل دیگر کمرویی میباشد . گوشه گیری شیوه های درمانی گونا گونی داردو مربیان و والدین نقش به سزایی در رفع آن ایفا می کنند .

کودکان گوشه گیر ممکن است به مواظبت کنندگان شان بچسبند و با آنها نجوا کنند . آنها درهنگامیکه مواجهه با اندکی درخواست برای ارتباط با افراد دیگر می گردند ،گریا ن و مضطرب می شوند . این گونه کودکان ممکن است بعنوان کودکان بدون کلام (بی زبان ) یا حتی بعنوان افراد گنگ و بی صدا بنظر آیند اگرچه هیچگونه آسیب وضایعه ای در مهارتهای ارتباطی ندارند . معمولا این کودکان غیر جسورو فاقد اعتماد به نفس می باشند . از ۵/٢ سالگی می تواند شروع شود و در مواقعی بطور خودبخود معالجه ودرمان میشود .
محققان حوزه علوم اجتماعی ویژگی خجالتی بودن در کودکان را مسئله ای طبیعی دانسته و معتقدند درصد زیادی از علائم کمرویی با گذشت زمان و تغییر شیوه های تربیتی در محیط خانواده برطرف می شود، اما در صورتی که مدت زمان بروز علائم یا شدت آن از میزان طبیعی بیشتر شود، کمرویی دیگر بعدشخصیتی کودک محسوب نشده و یک اختلال جدی به شمار می رود که باید برای درمان آن اقدام کرد و کودک تحت نظر معالجات پزشکی قرار گیرد.
بر اساس پژوهشهای کوای (۱۹۷۹) این چنین کودکان اکثراً به خانواده های بیش از حد حمایت کننده تعلق دارند. موقعیت یک مادر از جهت سهل گیری یا سخت گیری ظاهراً با بعضی عوامل از قبیل تحصیلات، طبقه اجتماعی واقتصادی، تجربه قبلی مادر در پرورش فرزندان ، و ویژگیهای شخصیتی مادر در ارتباط است؛ مثلاً تحقیقات سی یرز مکابی و لوین نشان داده است که مادرانی که درباره فرزند پروری خود اضطراب زیادی دارند و از کفایت و قابلیت خود در این زمینه نامطمئن هستند، معمولا نسبت به فرزندان خویش سخت گیری بیشتری نشان می دهند…عموما اعتقاد بر این است که شیوه های آسانگیر کمتر کودکان مضطرب و ترسو خجالتی بار می آورد و این کودکان غالباً اعتماد به نفس بیشتری پیدا می کنند…در مقابل شیئوه تربیتی سخت گیر ممکن است افراد خجالتی، مضطرب، کم جرات، وسواسی وگوشه گیر و منزوی وگاه ضد اجتماعی و پرخاشگر بپروراند .کودکان منزوی دارای انگیزه پیشرفت قوی ای نیستند . مادرانی که صاحب فرزندان دارای انگیزه پیشرفت قوی هستند ، در سنین پائین از فرزندان خود انتظار دارند که به خود متکی باشند. واین رفتارها را در کودکان خویش قویاً تقویت می کنند.

شرکت دادن فرد گوشه گیر در فعالیتهای اجتماعی به طریق صحیح ، تقویت اعتماد به نفس ، برقراری رابطه عاطفی نزدیک و صمیمی و گوش دادن به او ، و رفع عواملی که زمینه ساز گوشه گیری هستند ، ازجمله روشهای درمان گوشه گیری محسوب می گردند.
اگر کودک اجازه یافت تا آزادانه به ارزیابی جنبه های قدر ت و ضعف خود بپرداز د وسر درآورد ، اگر بجای (تو نمی توانی ) ،(تو می توانی ) را به آنها تذکر والقاء نمائیم ، اگر به او تفهیم کنیم که ناگزیر است سر پای خود بایستد وناچار است اوضاع خود را خود سر وسامان دهد ، اگر شرایط و موجباتی فراهم آوریم که بتواند به هدفشان برسد وپیروزشود ،اگر خوش بینی وزنده بودن و کسی بودن را به او بفهمانیم ، اگر با تشویق و تقویت ،حرکتش ر ا تسریع و قوت ببخشیم ،اگر با فعالیتهای ورزشی شایستگی و لیاقت را به او نشان دهیم ، اگر عزیزوکریمش بدانیم واحساسات مثبت اورا پذیرفته و لبخندش را جواب دهیم در حقیقت اعتماد به نفس رادر او ایجاد و تقویت نموده ایم و با کودک بحث منطقی بعمل آید وبرتوانها ونکات مثبت او توجه و تاکید شود . همچنین باشناسائی بموقع ومناسب رفتاری مطلوب ونامطلوب به او آموخته شود که چگونه میتواند احساسات خود را از طریق صحیح وسازنده ونه شیوه های مخرب ابرازکند. عوامل زمینه ساز گوشه گیری نظیر تحقیرها احساس گناه باید ازبین بروند .

توصیه های لازم :

۱- نیازهای کودکان را زمانی برآورده کنید که آنها با حرکات و صداهای معنا دار خویش بر آورده شدن آن را می طلبند. نه زمانی که حوصله انجام کار را دارید. در فواصل زمانی لازم وبه اندازه کافی به تماس چشمی و بدنی کودک خویش بپردازید نه زمانیکه خودتان ترجیح می دهید که اوقات خویش را با کودک بگذرانید.

۲- اگر کمکی به کودکشان برای پوشیدن لباس و یا کفش و یا خوردن آب وغذا می کنند کار را به نام خویش تمام نکنند بلکه با تشویق کودک کار انجام شده را به نام کودک خویش تمام کنند. مثلا بگویند احسنت دختر گلم خوب لباساتم که پوشیدی حالا بریم بیرون نه آنکه بگویند خوب لباساتم که پوشوندم حالا دیگه میتونیم بریم همین طور با تحمّل اندکی ریخت و پاش از طرف کودک وکمک به او در حین غذا خوردن و واگذاری مسئولیت خوردن غذا به کودک ، پس از اتمام غذا خوردنشان بگویند : آفرین پسر گلم ، غذاتو که خوردی حالا میتونی پاشی بری کارای دیگه تو انجام بدی نه انکه با تمام کردن مسئولیت خوردن به نام خویش نقشی را برای کودک قائل نباشند. مثلاً نگویند: بیا بهت غذا بدم یا غذاتو که بهت دادم و…

۳-وسایل محبوب ومورد علاقه خویش را از دسترس کودک دور کنند تا مجبور نباشند پس از برداشتن کودک آنرا به زور از دست او خارج کنند. و یا اینکه پس از انجام عملی که از دید کودک نوعی خلاقیت است و از دید مادر نوعی خرابکاری، بر سر او داد بزنند و نوعی واکنش منفی نسبت به آن عمل او نشان دهند.

۴-برای دستکاری کردن و پرورش حس خلاقیت و ابتکار کودک میتوان وسایل خراب واسباب بازیهای شکسته را از دسترس کودک دور نکرد بلکه آنها هم در اتاق کودک موجود باشند. فراموش نکنیم که برای کودکان، زیاد سالم نگه داشتن وسایل اسباب بازی معنی ندارد.

۳-فن جرات آموزی را به فرزندان خویش بیاموزند. آنها باید بتوانند مسئولیت دفاع از رضایتمندی خویش را بر عهده گیرند نه آنکه از آنها دفاع کرد. فن جرأت آموزی به افراد می آموزد که در عین احترام به دیگران مقتدرانه از خویش در مقابل رفتارهای سلب حق کننده آنها واکنش نشان دهند.
۴- رفتارهای ارتباط زای اجتماعی: نگریستن به چشمان مخاطب در حین تکلم، پرهیز از تمسخر وتخریب دیگران، مشارکت در ارائه اطلاعات، خیر خواهی ، هدیه دادن و… را به فرزندان آموزش دهند.
۵- به کودک برای پذیرش انتقاد از خویش کمک نمایند.
۶- کودک را برای عضویت در گروه ها و تیمهای ورزشی – علمی – هنری یاری نمایند. بسیاری از کودکان واقعاً نمی دانند که با چه افرادی منسجمتر وراحت ترند. میتوان با کمک به آنها گروه های پویائی را برای آنها ایجاد نمود.
۷- از فرزند خود در محیط‌های ناآشنا حمایت کنید‌. تنهایش نگذارید و اجازه بدهید قبل از شرکت کردن در جمع آن را به ‌دقت بررسی کند‌.
۸- او را تشویق به پیدا کردن اسباب بازی‌ها برای بچه‌های کوچک‌تر کنید تا نشان بدهد اینکه چطور می‌توان با قطعات پازل خانه‌سازی‌ کرد. در این صورت او اعتماد به نفس بیشتری در رابطه با بچه‌های کوچک‌تر پیدا می‌کند.

۹- اجازه بدهید فرزندتان برخی مسائلش را خودش حل کند حتی اگر به سختی آن را انجام دهد، اطمینان خود را از توانایی فرزندتان برای سروکله زدن با مشکلات و پیدا کردن راه حل‌اش اظهار کنید‌.
۱۰- هنگامی که فرزندتان در یک موقعیت اجتماعی موفق می‌شود به آن توجه کنید و نظر بدهید.
۱۱- با کودک خود نمایش بازی کنید‌. گفتن و انجام دادن کارهایی که برای او سخت به‌نظر می‌رسد را با او تمرین کنید.
۱۲- فعالیت‌هایی را مشخص کنید که فرزند شما از عهده آن بر‌می‌آید
۱۳- کمکشان کنید تا کارهایی را در زمانی که افراد خانواده و یا دوستان دور هم هستند انجام دهند، مثلاً او می‌تواند نشان دهد که مهمانان لباسشان را کجا قرار دهند و یا دستمال سفره‌ها را روی میز بچیند.

نکته :
۱- روی مثبت ها تاکید کنید تا منفی ها از بین بروند
یک راه موثر برای اینکه خودباوری محکم و استواری در فرزندتان ایجاد کنید این است که به او یاد دهید تا با خودش صحبت های مفیدی داشته باشد و بهترین راه برای آموزش، الگو قرار دادن است. مثلا وقتی کاری مثبت انجام می دهید با صدای بلند خودتان را تشویق کنید. نکته مثبت تان را تکرار کنید و به فعالیت تان افتخار کنید: «عاشق این هستم که اینقدر غذاهایم خوب از کار درمی آید» یا «به خودم افتخار می کنم که همیشه در انجام برنامه ورزشی ام پشتکار دارم، تا به حال ۵۰۰ گرم وزن کم کرده ام.» با این کار به فرزندتان یاد می دهید بیشتر توانایی هایش را ستایش و آنها را باور کند.
۲- به آنها کمک کنید از اشتباهات شان بیاموزند
بچه ها باید بیاموزند که اشتباه کردن به معنی شکست خوردن نیست و این مهم ترین درسی است که باعث توسعه نگرش «من می توانم» می شود. وقتی فرزندتان اشتباهی مرتکب شد او را قضاوت نکنید. فقط به او کمک کنید تا بتواند روی چیزی که می خواهد به آن برسد تمرکز کند. می توانید از او بپرسید: «چطور می خواستی به نتیجه برسی؟» یا اینکه با آرامی بپرسید «چه کاری می خواهی انجام دهی که دفعه بعد به نتیجه متفاوتی برسی؟» و بالاتر از همه اینها به او کمک کنید تا باور کند که با تلاش کردن می تواند به موفقیت برسد. «من می دانم تو می توانی آن را انجام بدهی. قطعا به نتیجه خواهی رسید.»

الهام صمیمی کارشناس ارشد روانشناسی مهد تمام الکترونیک جاویدان

درباره نویسنده

مقالات مرتبط