اسف ۰۹۱۳۹۶
 

کج خلق می شوند
اگر فرزندتان در تکلم مشکل داشته باشد و یا نتواند احساسش (عاملی که سبب اضطرابش شده) را در قالب کلمات بیان کند، ممکن است تندخو و بداخلاق شود.
مشکلش را بزرگ می کند
تفکرات منفی خودش را بسط می دهد و بیش از حد بزرگ می کند:“من هیچ چیز را درست انجام نمی دهم” و یا “چرا من همیشه اینقدر بدم؟”. فرزندتان ممکن است در توصیف خودش یا احساسش از کلماتی مثل همیشه یا هیچ وقت استفاده کند، والدین هم تصور میکنند “او دارد همه چیز را بزرگ می کند”. اما به جای این کار سعی کنید از طریق همین کلمات با فرزندتان ارتباط برقرار کنید تا بفهمید عامل اضطراب و نارحتی او چیست.
بی دلیل دعوا می کنند
بچه هایی که اضطراب دارند معمولا رفتاری خشن و عصبی دارند. ممکن است وسایل خود را بشکنند، تکالیف و کتاب های خود را پاره کنند، با دوستان شان و یاحتی بزرگترهای شان دعوا کنند و درگیری فیزیکی داشته باشند. از جمله نشانه های اضطراب در این مورد این است که اگر از او بپرسیم چرا چنین رفتاری دارد، او قادر نیست دلیل مشخصی برای رفتارش بیاورد. این رفتار عصبی و خشن و بدون دلیل سیگنالی است به والدین که فرزندشان دچار مشکل شده است.
کمال گرا می شوند
بچه هایی که اضطراب دارند، دوست دارند همه چیز کامل باشد؛ تکالیف شان، کلاس هایی که شرکت می کنند و یا مرتب اتاق شان را تمیز می کنند. در این مواقع معمولا همه چیز را سیاه و سفید می بینند. یا همه چیز درست و کامل است و اگر چنین نیست پش غلط و اشتباه است. معمولا اضطراب باعث میشود از امتحان کردن چیزهای جدید منصرف شوند، چرا که می دانند وقتی برای بار اول انجامش می دهند نمی تواند درست و کامل باشد. سعی کنید به فرزندتان تفکرات مثبت نشان دهید و او را تشویق به انجام کارش کنید.
مشکل خوابیدن دارند
درست مثل بزرگ ترها بچه های مضطرب هم وقت خواب نمی توانند فکر خود را آرام کنند و نگرانی ها و اضطراب ها به سراغ شان می آید. خوابیدن یکی از بهترین زمان های زندگی است و فرزند شما که مضطرب است نمی تواند از بهترین ساعت زندگی خود استفاده کافی را ببرد. پس اگر فرزندتان مشکل خواب دارد ممکن است دچار اضطراب و استرس باشد.
همیشه در مورد آینده مضطرب هستند
هیچ کس در مورد آینده خبر ندارد. همین ناشناخته بود آینده برای یک عده هیجان انگیز است، اما برای کودکانی که دچار اضطراب هستند ممکن است به کابوس تبدیل شود؛ آن ها تصور می کنند تمام اتفاقاتی که در دنیا می افتد خارج از کنترل آن هاست.
اگر اطرافیانشان تجربه های بدی داشتند، تصور می کنند همین تجربه های بد هم برای آن ها اتفاق می افتد؛ بنابراین از آینده می ترسند. این تجربه های بد ممکن است شامل گم شدن در فروشگاه، تصادف کردن و … باشد. در این جور مواقع شما نمی توانید ضمانت کنید که همچین اتفاقی برای آن ها نمی افتد، بنابراین کارتان سخت می شود. فقط فضایی را ایجاد کنید که فرزندتان بتواند احساسش را با شما در میان بگذارد.
دوست ندارند از شما جدا شوند
وقتی والدین کودکان یکی دو ساله حتی برای چند ثانیه آن ها راترک می کنند، شروع به جیغ زدن و گریه کردن می کنند. بچه هایی هم که مضطرب هستند دقیقا همین واکنش را دارند؛ آن ها از جدا شدن از والدین شان وحشت دارند.
در واقع در کنار والدین بودن به آن ها حس امنیت می دهد. اما این واکنش می تواند به درس و فعالیت های زندگی شان ضربه بزند. در صورتی که چنین علائمی را در فرزندتان دیدید، به دنبال علت این اضطراب بگردید. حتی می توانید از مشاور هم کمک بگیرید.
ادامه دارد…
نازنین عاطفی کارشناس ارشد روانشناسی